|
|
|
یکی از دوستان گفته بود که من گشتهام و آیاتی که نظرم را تایید میکنند پیدا کردهام. شاید بعضیها هم همین فکر را کرده باشند. ولی اگر دقت کرده باشید من در همان ابتدای نوشتهام هم گفتهام که فقط در یکجا خدا از آدم "طرفداری" کرده (نه اینکه صفت خوبی را به انسان نسبت بدهد) و در مقابل فرشتهها که گفتهاند: (آیا کسی را زمین قرار میدهی که در زمین فساد و خونریزی کند) خدا میگوید: (من چیزی میدانم که شما نمیدانید). ولی اگر کسی آیهای از قرآن سراغ دارد که خدا صفت خوبی را به انسان نسبت داده باشد واقعاً خوشحال میشوم که منهم بدانم.
یکی از دوستان هم، با اینکه گفته بودم نظرم را در نوشته بعدی میگویم، پیشاپیش حکم ارتدادم را صادر کرده بودند، که به هر حال نظر ایشان هم محترم است.
ولی درباره این آیات چیزی که به ذهن من میرسد:
1-خداوند عیبها، خصلتها و صفتهای بدی که در وجود انسان وجود دارد را میگوید تا ما نقطه ضعفهای خودمان را بدانیم. یعنی خدا به ما میگوید که این نقطه ضعفها در وجود ما هست تا در راه رسیدن به کمال حواسمان به اینها باشد.
2-باید در وجود در انسان عیب و نقص و ضعف وجود داشته باشد. اصلا ما به این دنیا آمدهایم که به کمال برسیم؛ اگر هیچ عیبی در وجود ما نبود که از همان ابتدا در کمال بودیم! اصلا این با عقل بیشتر جور در میآید که انسانی که به این دنیا آمده تا آزمایش شود عیب و نقص داشته باشد.
3-به قول دکتر شریعتی انسان ترکیبی است از لجن و روح خدا. حالا انسان میتواند در راه درست حرکت کند و هر چه بیشتر به خدا شبیه شود و یا آنقدر در راه اشتباه حرکت کند که چیزی جز لجن از او باقی نماند. انسان همیشه در حال انتخاب خوبی و بدی است. منظورم این است که انسان با همین عیب و نقصها "کامل" است یا "کاملاً انسان" است. یعنی آفریدن انسان با همین عیب و نقصها آفرین دارد که خدا میگوید: (فتبارک الله احسن الخالقین).
4-انسان باید بر این ضعفها غلبه کند. اگر انسان ضعیف خلق شده، باید سعی کند قوی باشد. برای هر کدام از این آیهها میتوان آیهای پیدا کرد که خدا گفته اینطور نباشید:
-اگر خدا گفته است انسان عجول است در جایی به صبر توصیه کرده، مثلاً گفته: (خدا با صابران است) یا (کسانی از آنان که ایمان آوردهاند به صبر توصیه میکنند) و…
-اگر خدا گفته است انسان زود ناامید میشود، در جایی هم گفته نا امید نشوید.
-اگر خدا گفته انسان ناسپاس است در جایی هم گفته شاکر باشید.
…
پس اینها همان صفاتی است که در ما وجود دارد و باید در مقابل آنها مقاومت کنیم و وجودمان را از اینها پاک کنیم.
خوشحال میشوم اگر کسی نظری دیگری دارد بشنوم.
نظرات ()

خدا می گوید ما آدمهای بدی هستیم. اینطور نیست؟! خدا فقط یکجا از آدمها طرفداری کرده آنهم وقتی که فرشتگان گفتند که آدم در زمین فساد و خونریزی خواهد کرد(بقره30) (حالا از کجا فهمیدند بماند و اینکه آیا حرفشان درست بود یا نه!) البته آنجا هم خدا نگفت که اینطور نیست؛ گفت: من چیزی میدانم که شما نمیدانید(بقره 30). البته من هم نمیدانم.
ولی چرا خدا فکر میکند ما آدمهای بدی هستیم؟! چون گفته:
-(و خلق الانسان ضعیفا) انسان ضعیف خلق شده است.(نساء28)
-(ان الانسان لظلوم کفار) انسان ستمگری ناسپاس است.(ابراهیم34)
-(و کان الانسان عجولا) انسان شتاب کننده است.(اسراء11)
-(و کان الانسان کفورا) انسان بسیار ناسپاس است.(اسراء67)
-(و کان الانسان اکثر شیء جدلا) انسان بیشتر از هر چیز طالب ستیزهگری است.(کهف54)
-(ان الانسان لکفور) انسان بسیار ناسپاس است.(حج66)
-(انه کان ظلوما جهولا) او بسیار ستمکار و نادان بود. (احزاب72)
-(ان الانسان خلق هلوعا) همانا انسان آزمند آفریده شده است. (معارج 19)
-(ان الانسان لربه لکنود) همانا انسان به پروردگار خویش ناسپاس است. (عادیات6)
-(کلا ان الانسان لیطغی- ان رءاه استغنی) همانا انسان سرکشی میکند، چون خود را بیند بینیاز. (علق6،7)
-(یرید الانسان لیفجر امامه) انسان میخواهد هر چه از عمر او در پیش است همه را به فجور و هوای نفس بگذراند. (قیامت5)
-(قتل الانسان ما اکفره) کشته باد انسان چه ناسپاس است. (عبس17)
-(انه لیئوس کفور) به درستی که او نومید ناسپاس است. (هود9)
-(انه لفرح فخور) که او شادمان خودستاست. (هود10)
-(ان الانسان لکفور مبین) انسان بسیار ناسپاس و کفرش آشکار است. (زخرف15)
-(خلق الانسان من عجل) انسان بسیار شتاب کار آفریده شده است. (انبیا37)
-(خلق الانسان من نطفه فاذا هو خصیم مبین) آفرید انسان را از نطفهای که اکنون او دشمنی آشکار است. (نحل4)
_(اولم یر الانسان انا…) آیا ندیده است انسان که ما آفریدیمش از نطفهای پس اکنون اوست دشمنی آشکار. (یس77)
-(و اذا مس الانسان الضر دعانا…) هرگاه برسد به انسان سختی میخواند ما را به پهلو یا نشسته یا ایستاده پس زمانی که بازکردیم از او سختیش را میگذرد چنانکه گویی نخوانده است ما را به سوی سختی که به او رسیده. (یونس12)
-(واذا انعمنا علی الانسان اعرض…) و هرگاه نعمت فرستیم بر انسان روی گرداند و دوری گزیند به یکسو و هرگاه برسدش بدیی بسیار نومید شود. (اسرا83)
-(قل او انتم تملکون خزائن رحمه… و کان الانسان قتورا) بگو اگر شما میداشتید گنجهای رحمت پروردگار من را باز همه از ترس فقر از انفاق خودداری میکردید و انسان بسیار بخیل است. (اسرا100)
-(و اذا مس الانسان ضر دعا ربه…) و گاهی که برسد به انسان رنجی میخواند پروردگار خویش را به سویش زاری کنان، پس چون میدهد به او نعمتی از خویش، فراموش میکند آنچه را میخواست از آن از پیش.(زمر8)
-(و ادا مس الانسان ضر دعانا ثم…) و هرگاه برسد به انسان رنجی بخواند ما را سپس زمانی که بدهیمش نعمتی از خودمان گوید جز این نیست که داده شدم به خاطر دانشم. (زمر49)
-(لایسئم الانسان من دعاء الخیر…) خسته نگردد انسان از خواستن –چیزهای-خوب و اگر رسدش بدیی پس بسی دلسرد و نومید شود. (فصلت49)
-(و اذا انعمنا علی الانسان اعرض…) و هرگاه نعمت دهیم به انسان روی برتابد و دوری جست و هر گاه رسدش شری پس او دعایی فراوان خواهد داشت. (فصلت51)
-(…و انا اذا اذقنا الانسان رحمه فرح… فان الانسان کفور) و ما هر گاه بچشانیم انسان را از خود رحمتی، شادمان شود بدان و اگر رسدشان بدی بدانچه پیش فرستد دستهای ایشان همانا انسان بسی ناسپاس است. (شوری48)
...
نظرم را درباره اینها در نوشته بعدی می گویم. شما چه فکر می کنید؟
نظرات ()

قرآن آمده که همه بخوانند و بفهمند، نه؟! وگرنه به جای (هدی للناس) میگفت "هدی للفقها" یا "هدی للعلما". پس قرآن برای هدایت مردم آمده، خوب ما هم که جزو مردم هستیم، نیستیم؟!
می خواهم اینجا از قسمتهایی از قرآن که میفهمم و قسمتهایی که نمیفهمم بنویسم. اگر من جایی از قرآن را نفهمم کفر که نیست؟! آدم با نفهمیدن چیزی که مرتد نمیشود؟ دشمن امام زمان که نمیشود؟! با امریکا و صهیونیستم بینالملل که رابطه پیدا نمیکند؟!
و از قسمتهایی از قرآن خواهم نوشت که شگفت زدهام کرده است.
چرا قرآن میخوانم؟! آخر ما یک خدا که بیشتر نداریم. این یک خدا هم که یک کتاب بیشتر ننوشته. اصلاً میشود کتابی که نویسندهاش خداست را نخواند؟! چه نویسندهای مهمتر و مشهورتر از خدا؟! چرا خیلی از کتابخوانها این کتاب را از قلم انداختهاند؟!
و بعد هم چطور میشود به کتابی ایمان داشته باشیم ولی ندانیم توی آن چه نوشته است! آنوقت که می شویم یکی از آن بندگان (اکثرهم لایعلمون) خداوند! و یا زبانم لال از آنهایی که خدا می گوید: (...یحملون اسفارا)!
نظرات ()